شیواجی و خانواده‌اش از جامعه خود در سریلانکا جدا شده و به عنوان کارگران اجباری در ویساکاپاتنام مشغول به کار می‌شوند. اوضاع وقتی بدتر می‌شود که برادر ناتنی حسودش وارد زندگی‌اش می‌شود.