تاکور، صاحبخانه‌ای مهربان و بیوه، به همراه پسرش رامش، دخترش روپا و فرزندخوانده‌اش شانکار، زندگی مرفهی را سپری می‌کند. رامش از شانکار متنفر است و اغلب او را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد. سال‌ها می‌گذرد...