پادشاه خان عاشق بی­نظیر، دختری از قبیله رقیب می‌شود. بینظیر شرط ازدواج را کشتن راهزنی بنام حبیب‌الله قرار می‌دهد و پادشاه برای کشتن او راهی هندوستان می‌شود و…