جیمی رینگو، هفتیرکش بدنام، برای یافتن عشق واقعی‌اش که نمی‌خواهد او را ببیند، وارد شهر می‌شود. او به دنبال دردسر نیامده است، اما دردسر او را در هر گوشه‌ای پیدا می‌کند.