تونیا برای نوشیدن مشروب بیرون می‌رود. او در زندان از خواب بیدار می‌شود، در حالی که نمی‌داند چرا آنجاست. او شکنجه می‌شود تا به جرمی که از آن آگاه نیست اعتراف کند.